افتخار دين


چه بسیارند کسانی که از خواندن نماز در میان دوستان خود خجالت می کشند
یا با دیدن زرق و برق غرب از اظهار دین خود واهمه دارند یا خجالت می کشند.

به این میگن جوان مسلمان


فتوا در مورد محرميت داماد با خانواده زنش

سلام به ادرس زير مراجعه كنيد واين فايل كوتاه  جالب را دانلد كنيد

http://s2.picofile.com/file/7120472896/3614.mp3.html

قرآن برتر است يا پيامبر؟!‏ شماره فتوى 6796


الحمدلله،

نخست لازم است متذکر شد که اين سوال و سوالات مشابه آن بدعت هستند، زيرا سلف صالح اين امت وقت خويش را صرف مطرح کردن چنين سوالاتي نکرده اند، بنابراين شايسته است که يک مسلمان تابع سلف صالح از مطرح کردن چنين سوالاتي پرهيز کند، چرا که مامور نشده ايم به اين مسائل بپردازيم، همانگونه که سلف صالح ما اينگونه سوالات را مطرح نکرده اند ما نيز از  وارد شدن به اين مباحث پرهيز کنيم، و مطرح کردن چنين سوالاتي جز در اذهان منحرفين و اهل بدعت ايجاد نمي شود.

از طرفي سوال شما دقيق و کامل نيست؛ زيرا مشخص نکرده ايد که آيا منظور از مقايسه کلام خدا با ذات و شخصيت رسول خدا صلي الله عليه وسلم است يا مقايسه آن با کلام پيامبر صلي الله عليه وسلم (احاديث) است؟

- اگر منظور اين باشد که آيا قرآن (يعني کلام الله) برتر است يا ذات رسول خدا صلي الله عليه وسلم؛ بايد گفت که: قرآن کلام خداست و کلام خدا جزو صفت اوست، و صفت خداوند از ذاتش جدا و منفصل نيست بلکه صفت خدا عين ذات اوست، از اينرو چون کلام الله صفت خداست، مسلماً ذات خدا و صفاتش از هر مخلوقي برتر هستند حتي از ذات انبياء عليهم الصلاة و السلام..

ادامه نوشته

((tفكر عقبي))


خطیب: دکتر اسامه خیاط

عنوان خطبه: وجوب تدبر در قرآن

خطیب: دکتر اسامه خیاط

جمعه 12 رمضان 1432 برابر با 21 مرداد 1390

خطبهٔ اول:20091127181555906904070554751.jpg

ستایش مخصوص خداوند والا و والامرتبه است، او را ستایش می‌گویم و گواهی می‌دهم که معبودی به حق نیست جز الله واحد بی‌شریک، او که آنچه در آسمان‌ها و زمین و میان آن دو و زیر خاک است، از آن اوست؛ و گواهی می‌دهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامبر او و امام پیامبران و خاتم آنان و بهترین انسان‌هاست. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد، و بر اهل بیت و یاران او، آن امامان هدایت و آن ستارگان روشنگر، درود و سلام فرست.

اما بعد:

ای بندگان خداوند، تقوای او را پیشه سازید {و از روزی بترسید که در آن به سوی الله باز خواهید گشت، سپس هر کس آنچه را انجام داده است به طور کامل دریافت خواهد داشت و نسبت به آنان ستم نخواهد شد} [بقره: 281]

خداوند متعال با فرو فرستادن کتاب عزیز خود بر این امت منت نهاده است، کتابی با ارزش و مبارک که هیچ کژی در آن نیست، کتابی که به سوی آنچه استوارتر است هدایت می‌کند. خداوند به واسطهٔ آن بندگانش را به سوی هر خیری که با آن زندگی پاک را به دست بیاورند، و خوشبختی به درونشان راه یابد و عاقبت نیک را به دست آورند، راهنمایی کرده است. به واسطهٔ این کتاب، قلب‌های مرده زنده شدند و تاریکی‌های راه از بین رفت، چنانکه خداوند متعال در وصف آن فرموده است:

{كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ} [ص: 29]

(آن کتابی است مبارک که بر تو نازل نمودیم تا در آیات آن تدبر کنند و تا صاحبان خرد یادآور گردند)

برکت‌های آن حدی ندارد، و پایان نمی‌پذیرد، جز اینکه راه به دست آوردن این برکت، راهی است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آن را به ما نشان داده است. کسی که خداوند او را اسوهٔ ما گردانده تا به او اقتدا کنیم و گام‌های او را در پیش گیریم و به روش او چنگ زنیم:

{لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا} [احزاب: 21]

(بی‌شک در شخصیت رسول الله برای شما الگوی نیکی است برای هر که امید الله و روز آخرت را دارد و بسیار الله را یاد می‌کند)

رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ برای امت خود، بهترین روش را برای بهره بردن از قرآن و هدایت یافتن از آن، بیان نموده است. با آن قرآن برکت واقعی خود را نشان داده و راه عمل به قرآن مشخص می‌شود.

رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بیان نموده‌اند که اشتغال مستمر به تلاوت این کتاب از چه برکتی برخوردار است؛ برکتی که صاحب خود را غرق در اجر و حسنات می‌کند و او را به درجات والا ترقی می‌دهد و او را به منازل شریف و باارزشی که خداوند برای حاملان قرآن در نظر گرفته است می‌رساند. چنانکه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ می‌فرماید: «قرآن را بخوانید، که آن ـ یعنی قرآن ـ در روز قیامت به عنوان شفیعی برای یاران خود می‌آید» [به روایت مسلم در صحیح از حدیث ابو أمامة رضی الله عنه]

ادامه نوشته

استغفر الله


ست قران از دام شوهر گمراهم نجاتم داد!

منبع: طریق الإیمان
ترجمه: حامدشاه حماد

در خانوادۀ روحانی و متدینی متولد شده بودم که میان مردم به خانۀ صالحین مشهور بود، به اوامرالله متعال ملتزم بوده بر اداء نمازهای پنج گانه حریص بودم.
هر چه به سن بلوغ نزدیک میشدم به جامعۀ فرو میرفتم که انحرافات در آن موج میزد و فراخواننده های دروغینی در آن شعار میدادند…. شعار های کاذب و گمراه کنندۀ که ظاهر براق داشته و دشمنان آنرا با همه قوت و وسایل دست داشته ترويج میکردند.
مگر با وجود همه این به فطرت سلیم خود باقی مانده اخلاق نیکو و صفات حمیده را دوست میداشتم. و ازین ننگ میداشتم که چشمم در چشمان مردان نامحرم بیافتد. حیای شدیدم باعث میشد تا کمتر با مردم اختلاط نمایم.
اما متأسفانه به سبب ازدواج با شوهر نااهلی که به صفات حمیده و اخلاق نیکو تظاهر میکرد، و خود از دین و اخلاق او آگاهی دقیق نداشتم، درجۀ انحرافم زیاد ترشده به گمراهی فرو رفتم، او مرا به شنیدن کسیت های گمراه کننده و فاحش عادت ساخت که قبلا از آن خبری نداشتم. تا اینکه با موسيقی و لهو و لعب عادت گرفتم.
این ازدواج سبب گمراهی و شری گردید که مرا فراگرفته و خالق خود را فراموش کردم، تا اینکه نماز ها را نهایتا ترک نموده و حجاب اسلامی را دور کردم، وقتی ارتباط خود را با الله جل جلاله قطع کردم و الله متعال نیز مرا بنفس وهواء گمراه کننده ام گذاشت، در بدترین حالت زندگی میکردم…
(و لا تطع من أغفلنا قلبه عن ذكرنا و اتبع هواه و كان أمره فرطا) الكهف:28.
و از كسى فرمان مبر كه دل او را از ياد خود غافل ساخته‌ايم، و او به دنبال آرزوى خود روان گشته است و در كارهايش از حد پا فراتر گذاشته است
همیشه از چیزهایى که دنیای شوهرم به من گذاشته بود احساس ناراحتی كرده در غم و اندوه بسر میبردم، و از زندگی دنیا چند روزه خسته شده روز به روز به انحراف، و گمراهی فرو میرفتم، در یک حالت نبودم…. اضطراب و پریشانی ها درونی و عصبانیت ذهنی ام روز بروز افزوده میشد.
با اقارب، خویشاوندان و دوستانی که به من ارتباط داشتند قطع رابطه نموده و احساس خجالت میکردم، در حالیکه در معرض دید همه قرار داشتم، آزادانه و بحالت بسیار نادرست حجاب اسلامی را ترک کرده از خانه بیرون میشدم. شوهرم تمام وقت خود را پی زنان فاحشه گذرانده مرا به تنهای ترک کرده بود.
چند بار اقدام به خود کشی نموده خواستم خود را ازین زندگی بی معنی خلاصی بخشم، ولی در هر بار ناکام شدم…
تا این که روزی یکی از کست های تلاوت قرآن بدستم افتاد ….
تلاوت زیبا و دل نشینی بود که بر چشمه های فکرم مسلط شده ذهن و قلبم را به حرکت آورد، من جویای هدایت بودم اما راهش را نمیدانستم.
بسوی الله برگشتم … در سحر گاهان با گریه و زاری از او خواستم تا راه هدایت را برایم بنماید….. محبت ایمان در قلبم زینت بخشد، و کفر و فسق گناهان را برایم کریه گرداند.
همان بود که فضل و مرحمت اللهی شامل حالم گردیده هدایت را نصیبم کرد، از آن شوهر منحرفم علی رغم محبتی که به او داشتم، جدا گردیدم. دو باره به نمازهای خود ادامه داده و حجاب را اسلامی بسرکردم، بر تلاوة قرآن مداومت نموده و پیروی سنت رسول الله صلی الله علیه وسلم را پیشه نمودم.
الله جل جلا له را سپاس گذارم که مرا شامل رحمت خویش گردانید:
{یاأیهالذین آمنوا إن من أزواجکم و أولادکم عدوا لکم فاحذرواهم} (التغابن:14)
ترجمه: ای مسلمانان هر آینه بعضى از ازواج شما و بعض از اولاد شما دشمنان اند در حق شما. پس بترسید از ایشان.

حجاب مقام زن را پايين نه، بلكه بالا مى برد

نویسینده: داکتر عبدالکریم ذاکر نایک
مترجم: غلام سنائی غزنوی

مطبوعا ت کفری هميشه بالاى موقف زن در اسلام تجاوز مى نمايند، طوريکه اکثريت آنها به اين باور اند که حجاب يک نمونه مطیع سازی و تحت کنترول در آوردن زنان در قانون اسلام است.
قبل از اينکه علت لزوم حجاب را از نگاه ديني مورد بحث قرار دهيم اجازه بدهيد تا موقف زن را در جوامع قبل از اسلام مورد مطالعه قرار دهيم.
در زمانهای گذشته زنان برای مقاصد و غرايز شهواني مورد استفاده قرار ميگرفتند. مثالهای روشن تاريخی موجود است که موقف زنان را در تمدنهای گذشته بسيار پائين نشان میدهد که زنان حتی از وقار و عزت اندكي هم برخوردار نبودند. در ذیل مختصراً چند تمدن را مورد مطالعه قرار میدهیم.

الف- تمدن بابلی

به اساس قانون بابلي زنان از همه حقوق انساني محروم بودند، طور مثال اگر مردی زني را به قتل میرساند بجای اینکه خودش مجازات شود خانمش را میکشتند.

ب- تمدن یونانی

طوريکه تمدن یونان مجللترین تمدنهای قدیمی گفته میشود در این تمدن با شکوه، زن از همه حقوق محروم بوده و به او به چشم حقارت دیده ميشد، در اساطیر یونان زنی تخيلی موسوم به پندورا عامل عمده تمام بدبختی های انسانی خوانده شده اند.
یونانی ها زن را انسان فرعی و درجه دوم نسبت به مردها تلقی مینمودند، چون یونانی ها دارای ضمیر ضعیف بودند و در انحرافات اخلاقی، جنسی غرق بودند بناً فحشأ به یک نوع پیشه عادی در همه طبقات جامعه یونانی مبدل گرديده بود.

ج-تمدن رومی

این تمدن در اوج شکوه و جلالش در حالتی قرار داشت که یک مرد حتی حق داشت جان خانمش را بیگیرد و او را به قتل برساند، فحشأ و برهنگی کار بسيار معمولی در تمدن رومی بود.

د- تمدن مصری

ادامه نوشته

جكونه فرزندان خود را به خواندن نماز تشويق كنيم

Subject: جكونه فرزندان خود را به خواندن نماز تشويق كنيم


فرزندان ما جگرگوشه های ما هستند که بر روی زمین راه می روند، هرچند که بر فطرت پاک الهی به دنیا آمده باشند، طبق فرمایش پیامبر صلی الله علیه وسلّم که می فرمایند:" فأبَواه يُهوِّدانه وُينَصِّرانه ويُمَجِّسانه"( آنگاه این پدر و مادر هستند که کودک را یهودی، مسیحی، یا مجوسی می کنند.).. اگر پدر و مادرهم مسلمان باشند، فضای حاکم و جامعه می توانند، زمام امور را از کف پدر و مادر یا معلّمان در آورده، و بر تربیت کودک مسلط شوند، بنابر این می توانیم بگوییم که اگر والدین، اقدامات واحتیاطات لازم را قبل از اینکه کار از کار بگذرد، به عمل نیاورند،ممکن است خود جامعه نیز فرزندان ما را یهودی ، مسیحی یا مجوسی نماید!!! و اگر بخواهیم از ابتدا شروع کنیم، باید دانست که بالاترین کارها و قله ی امور دین و ستون آن نماز است؛ که دین با وجود آن برپا داشته می شود ، و بدون آن(العیاذ بالله) ویران می گردد.

 

** چرا باید تلاش کنیم.**

اولاً : زیرا این کار امری از جانب الله تعالی است، مگر خود او عزوجل نفرموده: { يا أيها الذين آمنوا قُوا أنفسَكم وأهليكم ناراً وقودُها الناس والحجارة } ؟}{ای کسانی که ایمان آورده اید خود و خانواده تان را از آتشی که هیزم آن انسانها و سنگها هستند ، محفوظ کنید}

 
و آیا این فرموده الهی نیست که: { وَأْمُر أهلَك بالصلاة واصْطَبر عليها ، لا نسألك رزقاً نحن نرزقُك }{(ی رسول خداوای امّت) خانواده ات را به برپاداشتن نماز امرکن و خود نیز برآن محکم و استوار باش، زیرا ما از تو رزقی نمی خواهیم و این ما هستیم که به شما رزق ارزانی می کنیم }

ثانیاً: چون رسول خدا (صلی الله علیه وسلم) در حدیثی واضح و بسیار روشن به ما دستور فرموده: ( مُروا أولادكم بالصلاة لسبع سنين واضربوهم عليها لعشر ):{فرزندانتان رادرسنّ هفت سالگی به نماز خواندن امر کنید و اگر در سنّ ده سالگی نماز نخواندند (می توانید) آنها را بزنید}

ثالثاً: چون فرزندان ما امانتی هستند که  خداوند خود به ما عطا فرموده اند، خیلی دوست داریم که انسانهایی درست کار باشند و خداوند آنان را در زندگی دنیا وآخرت موفق گرداند، زیرا آنان همان زیردستانی هستند که خداوند ما را مسئول آنان قرار داده است که در این باره پیامبر صلی الله علیه وسلّم فرموده اند : ( كُلُّكم راعٍ وكلكم مسئول عن رعيته ) و- در روز قیامت- هنگامی در بارگاه خداوند عزّوجلّ ایستاده ایم، از ما درباره آنان سؤال خواهد شد.

ادامه نوشته

زندگی مشترک، هنری زیبا و مهم

 

کمتر کسی با این هنر آشنایی دارد، و سبب اصلی به وجود آمدن مشکلات و بحرانهای زندگی زناشویی نیز همین بی‌اطلاعی است. که باعث ایجاد نابسامانی در خانواده و نهایتا سست شدن پایه‌های آن و آوارگی کودکان می‌شود.

اما متأسفانه هیچ موسسه یا نهادی وجود ندارد که در این زمینه نوجوانان را قبل از تشکیل زندگی مشترکشان کمک کند و آنها را با چگونگی هنر زندگی زناشویی آشنا سازند. و سازمانهایی که این وظیفه بر عهدهٔ آنان می‌باشد نیز کمتر توجهی به این موضوع مهم ندارند.

محمود مهدی الإستانبولی در کتاب خویش "چگونه فرزندانمان را تربیت" می‌گوید: (اگر قرار باشد از چیزی تعجب کنم، از حال و روز امتی تعجب می‌کنم که بر اساس آداب و رسومشان  تکه‌ای آهن، به دست کسی که نمی‌تواند آن را خوب بسازد نمی‌دهند. اما افراد این امت نسبت به مسائلی مهمتر همچون فراگیری سیاستهای زندگی مشترک و روانشناسی کودک و تربیت آن، قبل از ازدواج پایبند نیستند).

ادامه نوشته

تخریب رابطه بین زن وشوهر(یا دو به هم زنی)!!

 

 الله سبحانه وتعالی ازدواج را مایه آرامش و سکون وانس والفت بین زوجین قرارداده اند، و می فرمایند:« ومن آياته ان خلق لكم من أنفسكم أزواجاً لتسكنوا اليها وجعل بينكم مودة ورحمه ان فى ذلك لآيات لقوم يتفكرون" »( و از نشانه های عظمت او(الله) این است که از خود شما انسانها برایتان همسرانی قرار داده تا با آنها آرام گیرید و بین شما دوستی (الفت)و رحمت برقرار فرموده ، بدون تردید در این، نشانه ها (و دلایلی بر  عظمت خالق) برای کسانی است که اندیشه می کنند.)

یکی از اهداف شریعت از امر ازدواج برقراری آرامش و همصحبتی و دوستی بین زوجین، به علّت در بر داشتن حکمتهای عظیم و فواید بسیار بزرگ است.

 

شارع مقدس ما را به تقویت بنیانهای دوستی و محبّت و دور انداختن موجبات اختلاف و افتراق بین همسران ترغیب فرموده، در این باره رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده اند: " استوصوا بالنساء خيراً...(با زنان خوشرفتار باشید ....) در جایی دیگر می فرمایند:" لايفرك مؤمن مؤمنة ان كره منها خلقاً رضى منها آخر"(هیچ مرد مؤمنی(شوهر مسلمانی)  بغض زن مؤمنی(همسرش) را به دل راه ندهد، زیرا اگر یک رفتار او را نپسندد، حتماً رفتار دیگری از او را می پسندد  ) رواه البخارى  همچنین فرمایش حضرت است که :" خيركم خيركم لأهله, وأنا خيركم لأهلى" {بهترین شما کسی است که با همسرانش از همه خوشرفتارتر باشد، و من (رسول الله صلی الله علیه وسلّم) با همسرانم از همه خوشرفتارترم}

به وجود آمدن مشکلات خانوادگی در خانواده مسلمان ،یکی از سنّت های الهی است و حتی خانه پیامبر (صلی الله علیه وسلّم) به خاطر یک حکمت الهی از این امر، مصون نمانده است.امّا الله عز و جلّ یک راهکار بسیار عالی برای تعامل و حل مشکلات و اختلافات خانوادگی  بین زوجین قرار داده اند، که تبلور آن را در این آیه می بینیم: :« واللاتى تخافون نشوزهنّ فعظوهنّ واهجروهنّ فى المضاجع واضربوهنّ فان أطعنكم فلا تبغوا عليهنّ سبيلاً ان الله كان علياً كبيراً»{ واگر از نافرمانی همسران خود بیم دارید (ابتدا) آنان را نصیحت کنید، (سپس با شیوه ی نرم و شرعی که بیان شده) در خوابگاهها از آنان جدا شوید و(اگر باز هم تأثیری نداشت)،( این بار به دستور شرع و نه با هوای نفس و به شیوه ای که در کتابهای دینی بیان شده و در آن ظلمی نسبت به حقوق همسر و آزار جسمی و روحی او نباشد ، اجازه دارید) آنان را بزنید و اگر از شما اطاعت کردند دیگر راه دیگری در مورد (تنبیه)ایشان در پیش نگیرید، همانا الله بلند مرتبه و بزرگوار است.}

 

دو به هم زنی و خراب کردن روابط بین دو هم آشیانه و همسر گناهی کبیره و بسیار عظیم است ، گناهی شبیه به سحر که :" فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء وزوجه"{که با آن بین زن وشوهر جدایی جدایی می افکندند}

ادامه نوشته

من به عنوان یک شهروند رویدری چه نقشی می توانم در آبادانی و زیباسازی شهرم داشته باشم)

با سلام

رويدر يعني تارو پود من يعني خانواده اي من يعني ابروي و افتخار من

حالا من چه كاري مي توانم براي رويدرم بكنم. موضوعي كمي نيست

بايد خوب بينديشيم .اباداني فقط شكل شهرم نيست شهرم من به

همچيز مشهور بود به با فرهنگي زنهاي ما به حجاب اما حالا چي وقتي

حالا خوب فكر مي كنم كجاست اون رويدري كه فرهنگي بودنش سر زبون

ها بود حجابش كو مانتها كه نگو روسري ها كه خدا رحمتش كند چادرها

نازك ونازك تر كجاست اون حيا دختران ما.من فكر مي كنم اگه بتونيم حجاب

را به شهرمون برگردونيم .از سرمون زياده

درخواست يكي از دوستان

چندي پيش داستاني  در يكي از سايتها مشاهده كردم كمي از ان را خواندم كامل نخواندم در وب خود جاي دادم يكي از دوستان ازمن خواست تا تذكري بدهم كه همه اين داستان را بخوانند . داستان را كامل خواندم دلم به درد امد.همينجا از شما عزيزاني كه به ما سر مي زنيد خواهش مي كنم به پست

فرجام غم انگيز سارا ‎)‎به روايت برادرش‎)مراجعه كنيد ودليل اسرار دوستم را بدانيد .ممنون.

................................................................................................................................................

تا كنون هرچه كرداي اكنون مكن/تيره كرداي اب افزون مكن


هرچه بر تو ايد از ظلمت وغم/ان زه گستاخي و بي باكي هست هم


لطف حق با تو مدارا ها كند/چو از حد بگذرد تو را رسوا كند




نامه ای به تمام خواهرانی که سنشان گذشته و هنوز اردواج نکرده اند

نامه ای به تمام خواهرانی که سنشان گذشته و هنوز اردواج نکرده اند.

 

خطاب به ایشان می گوییم، خواهرم تو مروارید زیبایی  در اعماق دریاها هستی که ماندن آن در دریا چیزی ازارزش و قیمتش نمی کاهد.

آری ای خواهر بزرگوارم! این کلمات را خطاب به تو می نویسم که هنوز ازدواج نکرده ای . در گفته ام با تو شفاف و صادق خواهم بود و امیدوارم که گوارای عقلت باشد و آن را در قلب خود جای دهی.

به اوکه هنوز ازدواج نکرده ، و غم و اندوه یار دیرینش شده ، قلبش لباس حزن ، به تن کرده، و نومیدی در جانش راه یافته ، و همه ی اینها به خاطر این است که هنوز (از جانب الله) شوهری به او ارزانی نشده. ای بزرگوار!  بر جان خود رحم کن.

ادامه نوشته

سرقت حلال: راهکاری برای سرقت دل شوهرتان..؟؟ (قسمت دوم)‏

سرقت حلال: راهکاری برای سرقت دل شوهرتان..؟؟ (قسمت دوم)

 

حال کلیدهای سرقت حلال را به شما تقدیم می کنیم!!

چطور وارد قلب همسر شویم؟؟

سوالی که قبل از ورود همسر به قلب شوهر  خود به خود، مطرح می شود.

همسر گرامی، خواهر عزیز و مسلمان ، روشهایی وجود دارد که با آنها می توانی چنان وارد قلب همسرت شوی که غیر از تو اصلاً به کسی نگاه هم نخواهد کرد این روشها عبارتند از:

1.     نرمی گفتار

2.     رازداری

3.     ذکر و عبادت خدا

4.     عطر زدن ولباس مناسب پوشیدن

5.     آماده کردن غذا

خواهر گرامی، اکنون هر کدام از این موارد را بیشتر توضیح می دهم:

ادامه نوشته

سرقت حلال: چگونگی دزدیدن قلب شوهر(قسمت اول)!!

سرقت حلال: چگونگی دزدیدن قلب شوهر(قسمت اول)!!

 

دوستم می خواست به سفر برود، ... تمام نکات ایمنی از قبیل قفل های محکم که بازکردنشان مشکل بود، پنجره های محکم آهنی،  را در مورد خانه رعایت کرده بود، و با خیال راحت با خانواده اش در تعطیلات تابستانی به مسافرت رفته بود. امّا در کمال تعجب وقتی از سفر بر گشت متوجه شد که تمام وسایل سبک و گران قیمت منزلش را به سرقت برده اند. دوستم (اعصابش) به هم ریخته بود، اشک می ریخت و این کلمات را مرتباً از او می شنیدم و دیگری چیز دیگری از گفته  هایش یادم نیست:

-چطور وارد خانه ام شدند؟

چه جوری کلید ها را با این همه احتیاط و ایمنی که ما به کار برده بودیم باز کرده اند؟

این شیاطین از چه کلیدهایی استفاده کرده اند؟

ادامه نوشته

فرجام غم انگيز سارا ‎)‎به روايت برادرش‎

نه اشکها به تنهايي کاري پيش مي برند ونه هزار بار مرگ با يک آهي که ازدرون بهم ريخته وقلب زخم خورده من بر مي خيزد برابري مي کند واقعا راست وبسيار حکيمانه است اين سخن :خوشبخت کسي است که از ديگران عبرت گيرد وبدبخت کسي است که خودش براي خود عبرت باشد.حکايت من بسيار دردناک است .حکايت پشيماني وشرمندگي بر همه لحظات زندگي است با هر روز جديد دردهاي من تازه ميشود وبا هر چشم باز کردن قلبم آتش مي گيرد.

روزانه هزار بلکه هزاران بار مي ميرم وجز الله کسي نمي داند که چه رنجي مي کشم .زيرا من با دو دست پليدم همه چيز را برباد دادم وعزيزترين چيزي را که در اختيار داشتم نابود کردم .

خدايا حتي فکرکردن به آن غير قابل تحمل وکشنده است!

هرروز با طلوع خورشيد درد وغم من تازه مي شودودرونم آتشي شعله ور است که اگر به بيرون زبانه بکشد همه چيز را خاکستر خواهد نمودوچون شب فرا مي رسد گريه امانم نمي دهد که چرا زنده ام وهزاران بار آرزوي مرگ مي کنم .دلم مي خواهد زودتر بميرم ولي يا اينکه عرضه ندارم ويا اينکه دلم نمي خواهد خطايم را تکرار کنم شايد خدا مرا نيز مورد عفو وبخشش قرار  دهد. خيليها وقتي به ياد گذشته شان مي افتند خوشحال مي شوند وخاطراتشان را با افتخار تعريف مي کنند ولي من چنين نيستم مي دانيد چرا؟!

ادامه نوشته

كلامي از بزرگان

مسلماني كه داند رمز دين را


نسايد پيش غير الله جوين را


اگر گردون به كام او نگردد


به كام خود گردوند زمين را


(اقبال لاهوري)

بدبینی بیماری مهلک سلامت خانواده

بدبینی بیماری مهلک سلامت خانواده یران کشوری روبه رشد با جامعه‏ای جوان است که نیازهای فراوانی دارد. در شرایطی این چنینی اگر نیاز جوانان که در آینده هسته‏های اصلی تشکیل یک خانواده هستند، درست پاسخ داده نشود، انواع بیماری‏های روانی نظیر بدبینی ، افسردگی و استرس به شکل گسترده‏ای در جامعه منتشر خواهد شد. نیاز سنجی جوانان ، تصحیح معیارها و الگوهای زندگی آنان در نهایت مشاوره درمانی برای شناخت صحیح خود و همسر آینده از اقدام‌های اساسی برای داشتن جامعه‏ای سالم می‏باشد. بدبینی به عنوان بیماری شایع جوامع شرقی ، یک نوع اختلال شخصیت است که به واسطه آن فرد بطور بیمارگونه‏ای نسبت به همسر خود ، رفتارهای او و روابطش دچار کج فهمی است. بدبینی مثل یک ویروس در تمام اعضای خانواده نفوذ می کند و فرزندان خانواده بدبین در آینده به این بیماری مبتلا خواهند شد. آیا بدبینی در زندگی مشترک به هر شکل و میزانی محکوم است؟ برای ریشه‏یابی بدبینی و توضیح این بیماری در ابتدا باید تعریفی از شخصیت سالم ارائه دهیم. شخصیت سالم را کسی دارد که از انواع بیماری‏های روانی مقدار کمی داراست. به این معنی که کسی که شخصیت سالم دارد به موقع کم حرف ، برونگرا ، درونگرا ، بدبین و مضطرب است، ولی هیچکدام از این حالت‏ها بر دیگری غلبه نمی‏کند و جزو رفتارهای دائمش نیست. شخصیت سالم اضطراب دارد که به موقع سرقرارش برسد، بدبین است چرا که فورا به هر شخصی اعتماد نمی‏کند، درونگرا و کم حرف است چرا که ممکن است در مراسم عزاداری شرکت کرده باشد. برونگرا و شاد است چرا که در عروسی و جشن است. بیمار شخصیتی چه نوع فردی است؟ بیمار شخصیتی ، فردی است که یکی از این ویژگی‏ها را به مرور زمان به عنوان رفتار دائم خود می‏پذیرد که البته نوع بیماری‏اش بستگی به جایگاه فردی ، اجتماعی ، فرهنگی و عوامل دیگر دارد. مثل شرایطی که در آن رشد کرده است. نحوه تربیت والدین و گروه همسالان که باعث می‏شوند فرد در شرایطی قرار بگیرد که یکی از بیماری‏های روانی بر شخصیتش غلبه کند و او را بیمار کند. نقش خانواده در بروز بدبینی در فرد به چه صورت است؟ در یک خانواده که والدین آن بطور وراثتی مبتلا به بدبینی بوده باشند، اگر مسائل بدبینی و نگرش اطرافیان کودکی که در این محیط پرورش می‏یابد، مورد ارزیابی بررسی و اصلاح قرار نگیرد، باتوجه به عامل توارث و بودن در محیط متشنج و بیمارگونه شرایط برای بروز بدبینی بسیار مهیاست و فرزند یا فرزندان آن خانواده به آن مبتلا خواهند شد. آیا بدبینی را می‏توان به عنوان یک رفتار عادی در جامعه‏ای با ارتباط پیشرفته تلقی کرد؟ بدبینی تا حدی نرمال و طبیعی است، اما آنچه از آن به عنوان بدبینی یا سوء ظن یاد می‏کنیم، اختلال شخصیت است که فرد به واسطه آن بطور بیمارگونه‏ای نسبت به اطرافیان بخصوص همسر خود دچار کج فهمی و بیماری است که بسته به شدت اختلال این تفکرات بیمارگونه نیز کم و زیاد می‏شود. مثلا در افرادی که این بیماری به اوج خود رسیده است، امکان دارد فرد همسرش را حتی از ارتباط با خویشاوندان نزدیکش منع کند. مثل این که زن در این حالت حق ندارد با خواهرزاده‏ها یا حتی عمو و دایی‏هایش نیز رابطه‏ای داشته باشد. انسان‏های بدبین دارای چه ویژگی‏هایی هستند؟ انسان‏های بدبین دارای شخصیت کنترل‏گر هستند. یعنی این که دائم همسر خود را چک می‏کنند و تمام حرکات ، رفتار و ارتباط‏های او را زیر ذره‏بین می‏گذارند و مدام در حال تست کردن لحظه به لحظه همسرشان هستند. آنها دچار تفکرات هزیانی هستند و در ذهنشان پازلی می‏سازند که با تکمیل آن همسر محکوم خواهد شد. آنها خیلی زیرکانه و ماهرانه پازل را تکمیل می‏کنند و طوری استدلال می‏کنند که گاه برخی از درمانگران تازه کار را نیز به اشتباه می‏اندازند. معمولا افراد بدبین دارای ظاهری آراسته و در مسائل اخلاقی خیلی مبادی آداب هستند و گاه بدبینی‌شان را با اخلاقی بودن و متعصب بودن توجیه می‏کنند. بدبینی پدر و مادر بر یکدیگر و تاثیر آن در فرزندان بدبینی در خانواده مثل ویروس است و سریع انتقال می‏یابد. یعنی اگر مثلا پدر خانواده به مادر بدبین باشد، این بدبینی به پسر سرایت کرده و در دوره نوجوانی ابتدا نسبت به خواهر کوچکتر یا حتی بزرگترش بدبین است و در آینده به همسرش شکاک می‏شود. سقراط در یکی از کتاب‏هایش می‏گوید که وقتی به شرق سفرکردم، 2 بیماری را زیاد دیدم یکی بدبینی در مردان و وسواس در زن‏ها. بدبینی گاه به صورت یک ویژگی بارز دیده می‏شود، ولی در خیلی از موارد در متن بسیاری از بیماری‏های شایع روانی دیگر وجود دارد. مثل افسردگی یا اسکیزوفرنی. راه مقابله با این بیماری چیست یا چطور می‏توان زمینه‏های بروز آن را تشخیص داد؟ ما به صورت فرهنگی و تاریخی این زمینه‏ها را در جوامع شرقی داشته‏ایم و عواملی آن را شدت و ضعف می‏بخشد. مثل نحوه نگرش و معیارهایی که فرد در ازدواجش آنها را قبول دارد. مثلا کسی که در شرایط سخت‏گیرانه‏ای پرورش یافته و اعتماد به نفسش هم پایین بوده هیچ بعید نیست که در ارتباط با مسائل اخلاقی دچار بدبینی شود یا برعکس کسی که در خانواده‏ بی‏بندبار پرورش یافته و الگوی صحیحی برای بازنگری معیارهای سلامت نداشته است، در شکل‏گیری و استفاده از این معیارها دچار خطا و اشتباه می‏شود و به بدبینی دچار می‏شود. در خانواده‏های از هم پاشیده و ناموفق نیز زمینه بروز بدبینی وجود دارد و مثلا دختر این خانواده نمی‏تواند به جنس مخالف خوش‏بین باشد، چرا که مدام در معرض اطلاعات غلط راجع به مردان است و گوشش پر است از حرف‏هایی نظیر ، مردها همه سر و ته یک کرباسند ، مردها همه دروغ می‏گویند و... پسر خانواده‏های این چنینی نیز نمی‏تواند دید خوبی به زن داشته باشد، او مدام از پدرش می‏شنود که: زن‏ها رفیق شیطانند، زن‏ها یک تخته‏شان کم است، زن خوشگل مال مردم است و... که این نوع از فرهنگ یا باورهای غلط زمینه را برای یکسری تعصبات بوجود می‏آورد. آیا تعصب با بدبینی رابطه‏ای دارد؟ تعصب یعنی این که بطور کورکورانه نسبت به یک مطلب یا قضیه‏ای اظهارنظر کنیم یا آن را باور کنیم. تعصب در واقع یک سری باورهای افراطی و بیمارگونه در رابطه با مطالب است که فرد جای هیچگونه نقد یا استدلال را برای خود یا دیگران نمی‏گذارد. او یک باور را به عنوان معیار یا ملاک محک قرار می‏دهد و اگر در باور بیمار گونه‏اش چند آیتم باشد که او را به استدلال برساند، سریع نتیجه‏گیری می‏کند. برای نجات جوانان از این که در دام بدبینی گرفتار نشوند چه باید کرد؟ ما باید برای جوانان شرایطی را فراهم کنیم که قبل از ازدواج معیارهای صحیح را بشناسند. به عبارت بهتر این که ما به جوان فرصتی بدهیم که ارزش و معیارهایی را که تاکنون پذیرفته است، بازنگری کند. تا معیارهایش با نرم و سلامت جامعه همخوانی پیدا کند و با مشاوره قبل از ازدواج و با روان‌درمانی و مشاوره به بازپروری ساختار فکری و باورهایش اقدام کنیم. معمولا در یک یا 2 سال اول زندگی بدبینی هست، اما مهمتر از آن این است که شخص برای ازدواج به سن پختگی رسیده باشد، اطلاعات داشته باشد، در انتخاب طرف مقابلش آزاد باشد، از اختلال‏های شخصیتی آگاهی داشته باشد و بتواند از روی نشانه‏ها به تشخیص برسد و با توجه به این توانمندی‏ها آگاهی داشته باشیم که معمولا 2 سال اول زندگی ، همسران به همدیگر بدبین هستند که این طبیعی است. باید با اعتمادسازی ، دادن آرامش و با داشتن اطلاعات و سیاست‏های ارتباط به یکدیگر القا کنند که همسرشان را دوست دارند و پای‌بند ازدواجشان هستند. توصیه روانشناسان این است که زوج‏های جوان 2 سال اول زندگی را بچه‏دار نشوند و تا مطمئن نشدند که کسی که برای ازدواج انتخاب کرده‏اند، همان است که قبل از ازدواج می‏شناخته‏اند به این کار اقدام نکنند و بگذارند بدبینی طبیعی اول زندگی به اعتماد بدل شود بعد بچه‏دار شوند. نتیجه برای جلوگیری از شیوع و گسترش بدبینی ، توجه به جامعه جوان و شناخت نیازهای آنان و لزوم مشاوره درمانی پیش از ازدواج را با کمک مسئولان فرهنگی و برنامه‏ریزان بهداشت روانی جامعه ضروری می‌باشد. ما باید الگوها را برای جوانان تعریف کنیم، باید با آنها کار کرد تا مشکلات روانی‌شان قبل از ازدواج حل شود.