افتخار دين
به این میگن جوان مسلمان

به این میگن جوان مسلمان

الحمدلله،
نخست لازم است متذکر شد که اين سوال و سوالات مشابه آن بدعت هستند، زيرا سلف صالح اين امت وقت خويش را صرف مطرح کردن چنين سوالاتي نکرده اند، بنابراين شايسته است که يک مسلمان تابع سلف صالح از مطرح کردن چنين سوالاتي پرهيز کند، چرا که مامور نشده ايم به اين مسائل بپردازيم، همانگونه که سلف صالح ما اينگونه سوالات را مطرح نکرده اند ما نيز از وارد شدن به اين مباحث پرهيز کنيم، و مطرح کردن چنين سوالاتي جز در اذهان منحرفين و اهل بدعت ايجاد نمي شود.
از طرفي سوال شما دقيق و کامل نيست؛ زيرا مشخص نکرده ايد که آيا منظور از مقايسه کلام خدا با ذات و شخصيت رسول خدا صلي الله عليه وسلم است يا مقايسه آن با کلام پيامبر صلي الله عليه وسلم (احاديث) است؟
- اگر منظور اين باشد که آيا قرآن (يعني کلام الله) برتر است يا ذات رسول خدا صلي الله عليه وسلم؛ بايد گفت که: قرآن کلام خداست و کلام خدا جزو صفت اوست، و صفت خداوند از ذاتش جدا و منفصل نيست بلکه صفت خدا عين ذات اوست، از اينرو چون کلام الله صفت خداست، مسلماً ذات خدا و صفاتش از هر مخلوقي برتر هستند حتي از ذات انبياء عليهم الصلاة و السلام..
عنوان خطبه: وجوب تدبر در قرآن
خطیب: دکتر اسامه خیاط
جمعه 12 رمضان 1432 برابر با 21 مرداد 1390
خطبهٔ
اول:
ستایش مخصوص خداوند والا و والامرتبه است، او را ستایش میگویم و گواهی میدهم که معبودی به حق نیست جز الله واحد بیشریک، او که آنچه در آسمانها و زمین و میان آن دو و زیر خاک است، از آن اوست؛ و گواهی میدهم که سرور و پیامبر ما محمد، بنده و پیامبر او و امام پیامبران و خاتم آنان و بهترین انسانهاست. خداوندا بر بنده و پیامبرت محمد، و بر اهل بیت و یاران او، آن امامان هدایت و آن ستارگان روشنگر، درود و سلام فرست.
اما بعد:
ای بندگان خداوند، تقوای او را پیشه سازید {و از روزی بترسید که در آن به سوی الله باز خواهید گشت، سپس هر کس آنچه را انجام داده است به طور کامل دریافت خواهد داشت و نسبت به آنان ستم نخواهد شد} [بقره: 281]
خداوند متعال با فرو فرستادن کتاب عزیز خود بر این امت منت نهاده است، کتابی با ارزش و مبارک که هیچ کژی در آن نیست، کتابی که به سوی آنچه استوارتر است هدایت میکند. خداوند به واسطهٔ آن بندگانش را به سوی هر خیری که با آن زندگی پاک را به دست بیاورند، و خوشبختی به درونشان راه یابد و عاقبت نیک را به دست آورند، راهنمایی کرده است. به واسطهٔ این کتاب، قلبهای مرده زنده شدند و تاریکیهای راه از بین رفت، چنانکه خداوند متعال در وصف آن فرموده است:
{كِتَابٌ أَنْزَلْنَاهُ إِلَيْكَ مُبَارَكٌ لِيَدَّبَّرُوا آيَاتِهِ وَلِيَتَذَكَّرَ أُولُو الْأَلْبَابِ} [ص: 29]
(آن کتابی است مبارک که بر تو نازل نمودیم تا در آیات آن تدبر کنند و تا صاحبان خرد یادآور گردند)
برکتهای آن حدی ندارد، و پایان نمیپذیرد، جز اینکه راه به دست آوردن این برکت، راهی است که رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ آن را به ما نشان داده است. کسی که خداوند او را اسوهٔ ما گردانده تا به او اقتدا کنیم و گامهای او را در پیش گیریم و به روش او چنگ زنیم:
{لَقَدْ كَانَ لَكُمْ فِي رَسُولِ اللَّهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِمَنْ كَانَ يَرْجُو اللَّهَ وَالْيَوْمَ الْآخِرَ وَذَكَرَ اللَّهَ كَثِيرًا} [احزاب: 21]
(بیشک در شخصیت رسول الله برای شما الگوی نیکی است برای هر که امید الله و روز آخرت را دارد و بسیار الله را یاد میکند)
رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ برای امت خود، بهترین روش را برای بهره بردن از قرآن و هدایت یافتن از آن، بیان نموده است. با آن قرآن برکت واقعی خود را نشان داده و راه عمل به قرآن مشخص میشود.
رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ بیان نمودهاند که اشتغال مستمر به تلاوت این کتاب از چه برکتی برخوردار است؛ برکتی که صاحب خود را غرق در اجر و حسنات میکند و او را به درجات والا ترقی میدهد و او را به منازل شریف و باارزشی که خداوند برای حاملان قرآن در نظر گرفته است میرساند. چنانکه رسول خدا ـ صلی الله علیه وآله وسلم ـ میفرماید: «قرآن را بخوانید، که آن ـ یعنی قرآن ـ در روز قیامت به عنوان شفیعی برای یاران خود میآید» [به روایت مسلم در صحیح از حدیث ابو أمامة رضی الله عنه]

نویسینده: داکتر عبدالکریم ذاکر نایک
مترجم: غلام سنائی غزنوی
مطبوعا ت کفری هميشه بالاى موقف زن در اسلام تجاوز مى نمايند، طوريکه
اکثريت آنها به اين باور اند که حجاب يک نمونه مطیع سازی و تحت کنترول در
آوردن زنان در قانون اسلام است.
قبل از اينکه علت لزوم حجاب را از نگاه ديني مورد بحث قرار دهيم اجازه
بدهيد تا موقف زن را در جوامع قبل از اسلام مورد مطالعه قرار دهيم.
در زمانهای گذشته زنان برای مقاصد و غرايز شهواني مورد استفاده قرار
ميگرفتند. مثالهای روشن تاريخی موجود است که موقف زنان را در تمدنهای گذشته
بسيار پائين نشان میدهد که زنان حتی از وقار و عزت اندكي هم برخوردار
نبودند. در ذیل مختصراً چند تمدن را مورد مطالعه قرار میدهیم.
الف- تمدن بابلی
به اساس قانون بابلي زنان از همه حقوق انساني محروم بودند، طور مثال اگر مردی زني را به قتل میرساند بجای اینکه خودش مجازات شود خانمش را میکشتند.
ب- تمدن یونانی
طوريکه تمدن یونان مجللترین تمدنهای قدیمی گفته میشود در این تمدن با
شکوه، زن از همه حقوق محروم بوده و به او به چشم حقارت دیده ميشد، در
اساطیر یونان زنی تخيلی موسوم به پندورا عامل عمده تمام بدبختی های انسانی
خوانده شده اند. 
یونانی ها زن را انسان فرعی و درجه دوم نسبت به مردها تلقی مینمودند، چون
یونانی ها دارای ضمیر ضعیف بودند و در انحرافات اخلاقی، جنسی غرق بودند
بناً فحشأ به یک نوع پیشه عادی در همه طبقات جامعه یونانی مبدل گرديده بود.
ج-تمدن رومی
این تمدن در اوج شکوه و جلالش در حالتی قرار داشت که یک مرد حتی حق داشت جان خانمش را بیگیرد و او را به قتل برساند، فحشأ و برهنگی کار بسيار معمولی در تمدن رومی بود.
د- تمدن مصری
Subject:
جكونه فرزندان خود را به خواندن نماز تشويق كنيم
|
فرزندان ما
جگرگوشه های ما هستند که بر روی زمین راه می روند، هرچند که بر فطرت پاک
الهی به دنیا آمده باشند، طبق فرمایش پیامبر صلی الله علیه وسلّم که می فرمایند:"
فأبَواه يُهوِّدانه وُينَصِّرانه ويُمَجِّسانه"( آنگاه این پدر و مادر
هستند که کودک را یهودی، مسیحی، یا مجوسی می کنند.).. اگر پدر و مادرهم
مسلمان باشند، فضای حاکم و جامعه می توانند، زمام امور را از کف پدر و
مادر یا معلّمان در آورده، و بر تربیت کودک مسلط شوند، بنابر این می توانیم
بگوییم که اگر والدین، اقدامات واحتیاطات لازم
را قبل از اینکه کار
از کار بگذرد، به عمل نیاورند،ممکن است خود جامعه نیز
فرزندان ما را یهودی
، مسیحی یا مجوسی نماید!!! و اگر بخواهیم از ابتدا
شروع کنیم، باید
دانست که بالاترین کارها و قله ی امور دین و ستون آن نماز
است؛ که دین با وجود
آن برپا داشته می شود ، و بدون آن(العیاذ بالله) ویران
می گردد. |
کمتر کسی با این هنر آشنایی دارد، و سبب اصلی به وجود آمدن مشکلات و بحرانهای زندگی زناشویی نیز همین بیاطلاعی است. که باعث ایجاد نابسامانی در خانواده و نهایتا سست شدن پایههای آن و آوارگی کودکان میشود.
اما متأسفانه هیچ موسسه یا نهادی وجود ندارد که در این زمینه نوجوانان را قبل از تشکیل زندگی مشترکشان کمک کند و آنها را با چگونگی هنر زندگی زناشویی آشنا سازند. و سازمانهایی که این وظیفه بر عهدهٔ آنان میباشد نیز کمتر توجهی به این موضوع مهم ندارند.
محمود مهدی الإستانبولی در کتاب خویش "چگونه فرزندانمان را تربیت" میگوید: (اگر قرار باشد از چیزی تعجب کنم، از حال و روز امتی تعجب میکنم که بر اساس آداب و رسومشان تکهای آهن، به دست کسی که نمیتواند آن را خوب بسازد نمیدهند. اما افراد این امت نسبت به مسائلی مهمتر همچون فراگیری سیاستهای زندگی مشترک و روانشناسی کودک و تربیت آن، قبل از ازدواج پایبند نیستند).
الله سبحانه وتعالی ازدواج را مایه آرامش و سکون وانس والفت بین زوجین قرارداده اند، و می فرمایند:« ومن آياته ان خلق لكم من أنفسكم أزواجاً لتسكنوا اليها وجعل بينكم مودة ورحمه ان فى ذلك لآيات لقوم يتفكرون" »( و از نشانه های عظمت او(الله) این است که از خود شما انسانها برایتان همسرانی قرار داده تا با آنها آرام گیرید و بین شما دوستی (الفت)و رحمت برقرار فرموده ، بدون تردید در این، نشانه ها (و دلایلی بر عظمت خالق) برای کسانی است که اندیشه می کنند.)
یکی از اهداف شریعت از امر ازدواج برقراری آرامش و همصحبتی و دوستی بین زوجین، به علّت در بر داشتن حکمتهای عظیم و فواید بسیار بزرگ است.
شارع مقدس ما را به تقویت بنیانهای دوستی و محبّت و دور انداختن موجبات اختلاف و افتراق بین همسران ترغیب فرموده، در این باره رسول الله صلی الله علیه وسلم فرموده اند: " استوصوا بالنساء خيراً...(با زنان خوشرفتار باشید ....) در جایی دیگر می فرمایند:" لايفرك مؤمن مؤمنة ان كره منها خلقاً رضى منها آخر"(هیچ مرد مؤمنی(شوهر مسلمانی) بغض زن مؤمنی(همسرش) را به دل راه ندهد، زیرا اگر یک رفتار او را نپسندد، حتماً رفتار دیگری از او را می پسندد ) رواه البخارى همچنین فرمایش حضرت است که :" خيركم خيركم لأهله, وأنا خيركم لأهلى" {بهترین شما کسی است که با همسرانش از همه خوشرفتارتر باشد، و من (رسول الله صلی الله علیه وسلّم) با همسرانم از همه خوشرفتارترم}
به وجود آمدن مشکلات خانوادگی در خانواده مسلمان ،یکی از سنّت های الهی است و حتی خانه پیامبر (صلی الله علیه وسلّم) به خاطر یک حکمت الهی از این امر، مصون نمانده است.امّا الله عز و جلّ یک راهکار بسیار عالی برای تعامل و حل مشکلات و اختلافات خانوادگی بین زوجین قرار داده اند، که تبلور آن را در این آیه می بینیم: :« واللاتى تخافون نشوزهنّ فعظوهنّ واهجروهنّ فى المضاجع واضربوهنّ فان أطعنكم فلا تبغوا عليهنّ سبيلاً ان الله كان علياً كبيراً»{ واگر از نافرمانی همسران خود بیم دارید (ابتدا) آنان را نصیحت کنید، (سپس با شیوه ی نرم و شرعی که بیان شده) در خوابگاهها از آنان جدا شوید و(اگر باز هم تأثیری نداشت)،( این بار به دستور شرع و نه با هوای نفس و به شیوه ای که در کتابهای دینی بیان شده و در آن ظلمی نسبت به حقوق همسر و آزار جسمی و روحی او نباشد ، اجازه دارید) آنان را بزنید و اگر از شما اطاعت کردند دیگر راه دیگری در مورد (تنبیه)ایشان در پیش نگیرید، همانا الله بلند مرتبه و بزرگوار است.}
دو به هم زنی و خراب کردن روابط بین دو هم آشیانه و همسر گناهی کبیره و بسیار عظیم است ، گناهی شبیه به سحر که :" فيتعلمون منهما ما يفرقون به بين المرء وزوجه"{که با آن بین زن وشوهر جدایی جدایی می افکندند}
رويدر يعني تارو پود من يعني خانواده اي من يعني ابروي و افتخار من
حالا من چه كاري مي توانم براي رويدرم بكنم. موضوعي كمي نيست
بايد خوب بينديشيم .اباداني فقط شكل شهرم نيست شهرم من به
همچيز مشهور بود به با فرهنگي زنهاي ما به حجاب اما حالا چي وقتي
حالا خوب فكر مي كنم كجاست اون رويدري كه فرهنگي بودنش سر زبون
ها بود حجابش كو مانتها كه نگو روسري ها كه خدا رحمتش كند چادرها
نازك ونازك تر كجاست اون حيا دختران ما.من فكر مي كنم اگه بتونيم حجاب
را به شهرمون برگردونيم .از سرمون زياده
................................................................................................................................................
تا كنون هرچه كرداي اكنون مكن/تيره كرداي اب افزون مكن
هرچه بر تو ايد از ظلمت وغم/ان زه گستاخي و بي باكي هست هم
لطف حق با تو مدارا ها كند/چو از حد بگذرد تو را رسوا كند
نامه ای به تمام خواهرانی که سنشان گذشته و هنوز اردواج نکرده اند.
خطاب به ایشان می گوییم، خواهرم تو مروارید زیبایی در اعماق دریاها هستی که ماندن آن در دریا چیزی ازارزش و قیمتش نمی کاهد.
آری ای خواهر بزرگوارم! این کلمات را خطاب به تو می نویسم که هنوز ازدواج نکرده ای . در گفته ام با تو شفاف و صادق خواهم بود و امیدوارم که گوارای عقلت باشد و آن را در قلب خود جای دهی.
به اوکه هنوز ازدواج نکرده ، و غم و اندوه یار دیرینش شده ، قلبش لباس حزن ، به تن کرده، و نومیدی در جانش راه یافته ، و همه ی اینها به خاطر این است که هنوز (از جانب الله) شوهری به او ارزانی نشده. ای بزرگوار! بر جان خود رحم کن.
سرقت حلال: راهکاری برای سرقت دل شوهرتان..؟؟ (قسمت دوم)
حال کلیدهای سرقت حلال را به شما تقدیم می کنیم!!
چطور وارد قلب همسر شویم؟؟
سوالی که قبل از ورود همسر به قلب شوهر خود به خود، مطرح می شود.
همسر گرامی، خواهر عزیز و مسلمان ، روشهایی وجود دارد که با آنها می توانی چنان وارد قلب همسرت شوی که غیر از تو اصلاً به کسی نگاه هم نخواهد کرد این روشها عبارتند از:
1. نرمی گفتار
2. رازداری
3. ذکر و عبادت خدا
4. عطر زدن ولباس مناسب پوشیدن
5. آماده کردن غذا
خواهر گرامی، اکنون هر کدام از این موارد را بیشتر توضیح می دهم:
سرقت حلال: چگونگی دزدیدن قلب شوهر(قسمت اول)!!
دوستم می خواست به سفر برود، ... تمام نکات ایمنی از قبیل قفل های محکم که بازکردنشان مشکل بود، پنجره های محکم آهنی، را در مورد خانه رعایت کرده بود، و با خیال راحت با خانواده اش در تعطیلات تابستانی به مسافرت رفته بود. امّا در کمال تعجب وقتی از سفر بر گشت متوجه شد که تمام وسایل سبک و گران قیمت منزلش را به سرقت برده اند. دوستم (اعصابش) به هم ریخته بود، اشک می ریخت و این کلمات را مرتباً از او می شنیدم و دیگری چیز دیگری از گفته هایش یادم نیست:
-چطور وارد خانه ام شدند؟
چه جوری کلید ها را با این همه احتیاط و ایمنی که ما به کار برده بودیم باز کرده اند؟
این شیاطین از چه کلیدهایی استفاده کرده اند؟
نه اشکها به تنهايي کاري پيش مي برند ونه هزار بار مرگ با يک آهي که ازدرون بهم ريخته وقلب زخم خورده من بر مي خيزد برابري مي کند واقعا راست وبسيار حکيمانه است اين سخن :خوشبخت کسي است که از ديگران عبرت گيرد وبدبخت کسي است که خودش براي خود عبرت باشد.حکايت من بسيار دردناک است .حکايت پشيماني وشرمندگي بر همه لحظات زندگي است با هر روز جديد دردهاي من تازه ميشود وبا هر چشم باز کردن قلبم آتش مي گيرد.
روزانه هزار بلکه هزاران بار مي ميرم وجز الله کسي نمي داند که چه رنجي مي کشم .زيرا من با دو دست پليدم همه چيز را برباد دادم وعزيزترين چيزي را که در اختيار داشتم نابود کردم .
خدايا حتي فکرکردن به آن غير قابل تحمل وکشنده است!
هرروز با طلوع خورشيد درد وغم من تازه مي شودودرونم آتشي شعله ور است که اگر به بيرون زبانه بکشد همه چيز را خاکستر خواهد نمودوچون شب فرا مي رسد گريه امانم نمي دهد که چرا زنده ام وهزاران بار آرزوي مرگ مي کنم .دلم مي خواهد زودتر بميرم ولي يا اينکه عرضه ندارم ويا اينکه دلم نمي خواهد خطايم را تکرار کنم شايد خدا مرا نيز مورد عفو وبخشش قرار دهد. خيليها وقتي به ياد گذشته شان مي افتند خوشحال مي شوند وخاطراتشان را با افتخار تعريف مي کنند ولي من چنين نيستم مي دانيد چرا؟!
نسايد پيش غير الله جوين را
اگر گردون به كام او نگردد
به كام خود گردوند زمين را
(اقبال لاهوري)