گلچینی ازاحاديث(6)
از ابن عباس رضی الله عنه روايت است : زن ثابت بن قيس بن شماس نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم آمد و گفت : اي رسول خدا! من نسبت به دين و اخلاق ثابت ايرادي ندارم، ولي از کفران و ناسپاسي با او ميترسم – چون او را دوست ندارم - پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود: (فتردين عليه حديقته) «آيا باغش را به او پس ميدهدي؟ گفت : بله، پس باغ را به او پس داد، پيامبر صلی الله علیه وسلم به ثابت دستور داد تا از او جدا شود».بخاری (5276) |
|
**************************** |
|
از عمرو بن شعيب از پدرش از جدش روايت است که زني گفت: اي رسول خدا! شکمم ظرف حمل اين پسر بود، و پستانهايم برايش شيردان و آغوشم مأواي او بود، پدرش مرا طلاق داده و ميخواهد او را از من بگيرد. پيامبر صلی الله علیه وسلم فرمود : (أنت أحق به مالم تنکحي) «تا زماني که ازدواج نکني تو سزاوارتر به پسرت هستي».ابوداود (2259) |
|
**************************** |
|
از ابوهريره روايت است که: (أن امرأة جائت إلي النبي صلی الله علیه وسلم فقالت : يا رسول الله، إن زوجي يريد أن يذهب بابني و قد سقاني من بئر أبي عتبة، و قد نفعني. فقال رسول الله صلی الله علیه وسلم : هذا أبوک، و هذه أمک، فخذ بيد أيهما شئت. فأخذ بيد أمه، فانطلقت به) «زني نزد پيامبر صلی الله علیه وسلم آمد و گفت : اي رسول خدا! شوهرم ميخواهد پسرم را از من بگيرد در حالي که پسرم از چاه ابي عتبه برايم آب آورده و به من کمک کرده است. پيامبر صلی الله علیه وسلم به پسر فرمود : اين پدرت است و اين هم مادرت، دست هر کدام از آنها را که ميخواهي بگير، پس دست مادرش را گرفت، پس مادرش او را با خود برد».ابوداود (2260) |
|
**************************** |
|
|
